تبليغاتX
کاش که بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم


کاش که بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم

مشترک گرامی دسترسی به این شبکه امکان پذیر نمی باشد

 

 ارزش زمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد.

نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت 16:15 توسط آرمین| |

نگاه پرده گناه دريد

سكوت بلند ترين هجا

شرم حضور ٬ لرزش دست

گرچه از پر بودن پيمانه سر مست

قلب جام شراب

افتاد و شكست

صداي سكوتش در آسمان پيچيد

گرچه صدا نا آشنا بود

اما كوه بي درنگ شناخت

صحرا گذشته را به ياد آورد

گرچه سالها بود؛ دورادور آشنا بود

نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت 0:23 توسط آرمین| |

روابط می تواند هم بهترین و بالاترین لذت زندگی و هم بزرگترین چالش آن باشد. اما معمولاً ترکیبی از هر دوی اینهاست. در دنیایی که بی وقفه به سمت بازسازی و تحول پیش می رود، خیلی از افراد مشغول بازنگری روی اولویت های زندگی خود هستند. از این گذشته، آیا ما زندگیمان را با این سوال که "موجودی بانکم چطور پیش می رود؟" ارزیابی می کنیم؟ مطمئناً خیر. مهمترین سوالی که باید پاسخ دهیم این است که "آیا کسانی هستند که دوستم داشته باشند؟" یا "کسی هست که من دوستش داشته باشم؟"...

بقیه ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 22 آذر1387ساعت 18:33 توسط آرمین| |

داستان امروز
  
نمی دونم گفتنش درسته یا نه ولی فکر کنم گفتنش بهتر از نگفتنش باشه اگه بخوام همه قصه مو بگم 3 روز باید وقت بذاریین... من در یه خونواده متوسط و فوق العاده مذهبی زندگی می کردم چیزی که در اون خونواده اصلا وجود نداشت عشق بود ... هنوز باورم نمی شه ... ما چند بچه در کنار هم زندگی می کردیم ولی عشقی به هم نداشتیم یعنی جوری با ما برخورد کرده بودن که جز نفرت و حسادت نسبت به هم احساسی نداشتیم بدتر این بود که ما حتی از مادر هم محبتی نمی دیدیم اون فکر می کرد همین که غذا بپزه برامون کافیه ...

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 19 آذر1387ساعت 13:10 توسط آرمین| |

 

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي ................

نوشته شده در سه شنبه 19 آذر1387ساعت 12:54 توسط آرمین| |

دوست داشتن کسی که معنای دوست داشتن و نمی فهمه

اسراف در عشق

همین و بس

نوشته شده در جمعه 8 آذر1387ساعت 22:18 توسط آرمین| |

 

 

چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست

نوشته شده در دوشنبه 4 آذر1387ساعت 13:8 توسط آرمین| |

يک دانشجوى کارشناسى ارشد دانشکده جغرافياى دانشگاه تهران صبح روز ۷ آبان با پرت کردن خود از ساختمان يکى از خوابگاه‌هاى اين دانشگاه واقع در خيابان 16 آذر خودکشى کرد.

‌‌‌به گزارش ايسنا دکتر سيد مهدى قمصرى معاون دانشجويى دانشگاه تهران با تاييد اين خبر اظهار کرد: عوامل زمينه ساز خودکشى اين دانشجو توسط دانشگاه در حال بررسى است اما پيش‌بينى ما، خودکشى به دليل مشکلات خانوادگى است.‌‌‌‌همچنين بازپرس ويژه قتل تهران از آغاز تحقيقات در مورد مرگ دانشجوى دانشگاه تهران بر اثر سقوط از طبقه سوم خوابگاه دانشکده جغرافيا خبر داد.
‌‌قاضى بهروز هنرمند، بازپرس کشيک قتل پايتخت در مورد اين حادثه گفت: “جعفر” 30‌ ساله دانشجوى کارشناسى ارشد دانشگاه تهران بين ساعت 30‌/9 تا 10‌ صبح روز دوشنبه ظاهرا به قصد خودکشي، خود را از طبقه سوم خوابگاه دانشجويى دانشکده جغرافياى دانشگاه تهران به پايين پرتاب کرد و در دم جان باخت.‌‌وى افزود: به محض اطلاع يافتن از موضوع، دستورات قضايى لازم را جهت تحقيق از افرادى که با وى در ارتباط بودند صادر کردم و بررسى‌هاى اوليه نشان داد که متوفى حدود ساعت 30:9‌ با دوستانش مشغول گپ و گفت بوده و مشکلى نداشته اما چند دقيقه بعد به اتاق مطالعه واقع در طبقه سوم خوابگاه رفته و خود را از بالکن به پايين پرتاب کرده است.‌‌
وى با بيان اينکه متوفى اهل داراب از شهرهاى استان فارس بوده است، خاطرنشان کرد: ظاهرا اين دانشجو به مواد مخدر اعتياد نداشته و پيش از مرگ هم هيچ‌گونه قرصى مصرف نکرده بوده است .

هرگز نا امید نباشید

نوشته شده در یکشنبه 3 آذر1387ساعت 17:0 توسط آرمین| |

 

یه اتاقی باشه گرمه گرم..روشنه روشن.. تو باشی منم باشم.. کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید..

 تو منو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم.. اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار...

نوشته شده در جمعه 1 آذر1387ساعت 22:46 توسط آرمین| |


Design By : Night Skin

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.