تبليغاتX
کاش که بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم


کاش که بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم

مشترک گرامی دسترسی به این شبکه امکان پذیر نمی باشد

 

تمام بغض قناریه صدات و ترسونده

اجاق کینه پاییزی گلات و سوزونده

نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 23:18 توسط آرمین| |

 

این منم خسته و داغون

تو دیگه منو نداری

نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 0:25 توسط آرمین| |

 

خیلی وقته آپ نمیکنم

 

نوشتن سخت است

زيرا كه جوهر كم است

  ونا گفته ها بسيار

 

نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 18:38 توسط آرمین| |

 
بنام خداوند خوبی ها و پاکی ها
عشق...نفرت... تجربه تلخ... دوست داشتن... ازدواج...تجربه شیرین...و...و...بودن برای زندگی
کلماتی که زندگی من رو شروع کرد تا به الان
شبنم هستم 21 سالمه، داستان زندگیم از یک سوء تفاهم فوق العاده جزئی شروع شد . سال دوم دبیرستان بودم امتحانات ترم اول تموم شده بودن، 3 روز استراحت پس از امتحان داشتیم ،خوب حوصله ام سر میرفت چون دختری نبودم که بشینم تو خونه رفتم اداره بابا ، داشتم با کامپیوتراتاق بابا چت میکردم که دیدم یک پسر 25 یا شاید هم 26 ساله اومد و سراغ بابا رو گرفت گفتم بابا رفته جلسه معذرت خواهی کرد و رفت دوباره رفتم سراغ چت در همین حین بابا وارد اتاق شد اون پسره هم همراهش بود با هم صحبت میکردند و مخندیدن...
بقیه ادامه مطلب..

ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387ساعت 21:46 توسط آرمین| |

نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387ساعت 18:5 توسط آرمین| |

برای افزایش آمار بازدید وبلاگتون رو لینک زیر کلیک کنید. خودتون میفهمین

http://www.dir-link.com/page.php?id=reg&parent=arminarmin

نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387ساعت 18:1 توسط آرمین| |

قسمتی از کتاب زیبای شازده کوچولو .امیدوارم خوشتون بیاد.
*****************************************
در این هنگام بود که روباه پیدا شد . روباه گفت : سلام
شازده کوچولو سر برگرداند و کسی را ندید ولی مودبانه جواب سلام داد.
صدا گفت : من اینجا هستم زیر درخت سیب...
شازده کوچولو پرسید : تو که هستی؟ چه خوشگلی!...
روباه گفت :من روباه هستم.
شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن . من آنقدر غصه به دل دارم که نگو...

ادامه...؟


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387ساعت 17:55 توسط آرمین| |


دوست خوب توی لحظه های زندگی واسه هر کسی یه آزروی بزرگه نمیشه انکارش کرد

حتی اونایی که عاشق تنهایی خودشون هستن

باز هم نمیتونن نیاز داشتن یه دوست و بی صدا

در خودشون بشکنن

میشه فهمیدو لمس کرد


تنهایی های و که فریاد میزنن کافیست این سکوت پر حجم....


میخواهم از این سکوت پر حجم با پای این دل بگریزم.......

نوشته شده در پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 2:17 توسط آرمین| |


Design By : Night Skin

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.