کاش که بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم
مشترک گرامی دسترسی به این شبکه امکان پذیر نمی باشد
امشب امشب را خوب به یاد خواهم داشت، چون امشب تنها شبی است که، آن چه را که در رویاهای خود می پروردم، نوشتم. حرف هایی از جنس التماس، حرف هایی هم رنگ ترس. این ها را فقط تو شنیده ای و فقط تو. اما نمی دانم چرا مشتاقم. مشتاقم تا وقتی که جان دارم، باز هم همان حرف ها را تکرار کنم منو نسپر به فصل رفته ی عشق نزار کم شم من از آینده ی تو دلم از تاریکی ها خسته شده همه ی درها به روم بسته شده سایتون زیاد شده از سر ما که دیگه بیشتر از این جا نداره واسه این شراب غم ساغر ما زندگی سرشار از عدم قطعیت هاست، پر از شگفتی ها - همین امر آن را زیبا میسازد. ما هرگز به لحظه ای نمیتوانیم رسید که بگوییم "من مطمئن هستم" چرا که با این جمله تمامی حوادث را نادیده گرفته ایم. درست مانند اینکه خودکشی کرده باشیم.
چون سیل خروشانم و سنگین بر ساحل قلبت طوفان اما نتوانم من عاشق دیرینه ام و سودای تو دارم بر عشق تو پایبندم و جز تو هر گز نتوانم از دوری تو غرق رنج و عذابم ای آرام جان دگر تاب ندارم اگه فقط ۶۰ثانیه فرصت داشته باشی با زیدت یا عشقت برای اخرین دفعه حرف بزنی بهش چی میگی یا ازش چی میخوای کاش کسی تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نميزاشت نظر تو چیه؟واقعا کاش!!!! بقیه ادامه مطلب... این مطلب و آیلار برام فرستاده بود نظر تو چیه در این باره؟ همیشه سعی کن غرورت رو نشکونی اما برای عشق باید اونو هم ندید بگیری و بشکونی چه بسا عشق هایی که برای غرور شکسته شد منتظرم به چشمان سياه و روي شاداب و صفاي دل بانوی من بانوی من ،توهمه دارو ندارم قبل از این که شروع کنم این رو تذکر بدم که دلیلی که اکثر مرد ها از خندوندن نتیجه مثبت نمی گیرن اینه که سعی می کنن با گفتن جوک دخترها رو بخندونن. در حالی که خنده ای که در اینجا مورد نظر ماست خنده ی حاصل از داشتن یک شخصیت با مزست. برای مثال چارلی چاپلین برای خودش یک شخصیت خلق کرده بود که بامزه بود کاراش (خجالتی و دست و پا چلفتی در عین حال زرنگ و ... ) شما هم باید برای خودتون یک شخصیت خلق کنید که جذاب و خنده دار باشه ولی مطمئنا دست و پا چلفتی مورد نطر ما نیست. تو هیچ وقت هیچ احساسی نسبت به من نداشتی که حالا بخوای ازش حرف بزنی هر چقدر که تو بهم اهمیت دادی خیلی ممنون ولی دعا کن بمیرم چون دیگه حوصله هیچی رو ندارم البته اگه من نگم دعا کنی هم فرقی نمیکنه چون تو کاری کردی که من حالم بهتر از مردن نیست آره !!! راست میگی من مغرورم اما اگه واقعا غروری وجود داشت دیگه با وجود تو چیزی ازش نمونده تو یه هفته دو بار اومدم ببینمت حتما این اسمش غروره و کاری که تو کردی اسمش تواضع قبلا خیلی بهتر بودی کاش همونجور مونده بودی
بی وفا من مغرورم یا تو؟؟؟؟؟ من همون کسی هستم که به قول خودت بهترینت بودم .. زمانی که همه به چیز دیگری فکر می کردند من در تفکر تو بودم ولی حیف که نفهمیدم عاقبتم این است ... من دوست دارم مثل گذشته ها باشی ... من دوست دارم تو با زبان خودت به من بگویی دوستت دارم مانند گذشته ... من همیشه به تو می گویم ولی تو کوچکترین اعتنایی به من عاشق نداری ... هنگامی که در پیام های دوستانم ردی از تو نمی بینم با خود فکر می کنم که شاید کمبود وقت تنها دلیل اصلی تو بوده برای ننوشتن نامه ایی عاشقانه ولی این برای من قانع کننده نیست .. چون شما بیشتر اوقات وقت کافی دارید ... به خدا امرزو که داشتم عکساتو می دیدم اشک بر چشم هایم پیروز شد و من تسلیم اشک های بی قرارم شدم .. نمی دانم چه گناهی کرده ام ولی این را می دانم که هنوز عاشقم .. عاشق تبسم های زیبای تو ... عاشق چهره ماه تو و عاشق همه چیز تو و هیچ کس هم نمی تواند جلوی این عشق را بگیرد .. عشق من در این جملات و کلمات نمی گنجد و قابل توصیف نیست چون حسی عاشقانه است امیدوارم که این حس دو طرفه باشد و تو هم من را دوست داشته باشی ... چیزی که در گذشته به آن یقین داشتم ولی حالا دیگر شک دارم که تو برای اشک های من ارزشی قاعلی ... ولی تو را دوست می دارم داستان داستان من از جايي شروع شد كه وارد دانشگاه شدم و ماني رو شناختم. واقعیت این است که ما قادریم ذهن ، بدن و احساساتمان را با خوشیها و یا ناخوشیها و یا هر چیز دیگری که دلمان می خواهد پیوند بزنیم . با تغییر ناخوشیها به خوشیها، قادر خواهیم بود تغییراتی پایدار در رفتارمان پدید آوریم .
ادامه مطلب
ادامه مطلب
گل باغ شب و دريا و مهتاب است پنداري
درين تاريك شب ، با اين خمار و خسته جانيها
خوش آيد نقش او در چشم من ، خواب است پنداري
با من ازتنم خودی تر،توتمام کس وکارم
تونهایتی نهایت،مثل معراج سپیده
تونفس کشیدن من،نفسهایی که بریده
بانوی من بانوی من ،فصل توفصل شکفتن
فصل من درهمشکستن،ازتومردن ازتوگفت
روی شاخه دودستت،مرگ برگی درکمین
اون به خاگ افتادن من شعرنفرین زمین
شام آخربی توشایدشب آغازباشه
میتونه زمین دلیلی واسه پرواز باشه
ساعت عزیمت تو،میشه انتها نباشه
میتونه زوال شببو،بغض باغ ما نباشه
ادامه مطلب
و همیشه به تو می اندیشم ...
پس دوست دارم تو هم به من بیندیشی
ادامه مطلب
ادامه مطلب
مي دونستم كه من تنها كسي نيستم كه دوستش داره و هر چي مي گذشت رقباي بيشتري رو سر راهم مي ديدم. ولي اين مسأله هيچ وقت باعث نشد از علاقه ي من به اون كم بشه يا اين كه از رسيدن بهش نااميد بشم. تازه هر روز بيشتر از روز قبل دوستش داشتم.
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


