
~~عکس دختر , مسایل جنسی داستان hot~~
يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي...
اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند.
دلم برات تنگ ميشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم
روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك آكواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشهاى در وسط آكواريوم آن را به دو بخش تقسيم کرد.
در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود..
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمىداد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامرئي كه وجود داشت برخورد مىکرد، همان ديوار شيشهاى که او را از غذاى مورد علاقهاش جدا مىکرد…
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است!
در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت.. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آنسوى آکواريوم نيز نرفت !!!
میدانید چـــــرا ؟
ديوار شيشهاى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سختتر و بلندتر مىنمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند و غير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش
داستان
لبخندی تلخ بر گوشه لبانش نقش بسته بود ، پای چبش را جای پای راست قرار می داد و مدام این کار را تکرار می کرد . صدای خش خش پلاستیکی که به همراه داشت در فضای کوچه ی خلوت روستایی دور افتاده از توابع زابل شنیده می شد . کم کم به خانه نزدیک میشد ، حس غریبی در وجودش احساس می کرد ، قدم هایش لرزان شده بود ، نفس هایش به شماره افتاده بود و با هر قدمی که به خانه نزدیک تر می شد این حس در وجود او افزایش می یافت . کلید را به داخل قفل انداخت و در را باز کرد ، دیگر دستهایش هم شروع به لرزیدن کرده بود ، در اتاق را باز کرد ، با دیدن مادرش که در گوشه اتاق نقش بر زمین شده بود و در دهانش خون کف کرده خود نمایی می کرد کیسه دارو از دستش به زمین افتاد و بسوی مادرش دوید و سر او را بروی پایش گذاشت اما مادر دیگر نفس نمی کشید .
شهلا دختری نوزده ساله ، با قامتی حدود صدو شصت و پنج سانتی متر ...
ادامه مطلب...
من تا کنون در مورد عقاید مختلف در انسان های متفاوت، صحبت های زیادی کرده ام و حرف های زیادی با شما در این مورد که چگونه می توانید عقاید خود را در جهت بهبودی زندگیتان تغییر دهید، بیان نموده ام. برخی از افراد هستند که دارای نگرش های غلطی در زندگی می باشند و من تصور میکنم که دیگر نوبت به آن رسیده باشد که چند نمونه از این موارد را مخاطب قرار داده و سعی در رفع آنها داشته باشیم.
عقاید ابتدایی ما از روی رفتار و نگرش های پدر و مادر، معلمین، همکلاسی ها، تلویزیون، و سایر رسانه های جمعی شکل می گیرند. زمانی که جوان هستیم تصور میکنیم که بزرگتر ها بیشتر از ما درک می کنند، به همین دلیل هر چه را که می گویند باور می کنیم و به آنها اعتماد می کنیم. زمانی که بزرگتر می شویم به مرور زمان سیستم فکری مخصوص به خودمان را پیدا می کنیم، اما باز هم این امکان وجود دارد که بخشی از تفکرات و نگرش های زمان بچگی در وجود ما باقی بماند. گاهی اوقات خودمان هم متوجه نمی شویم که دارای یک چنین عقایدی هستیم.
در این قسمت چند نمونه از عادات نه چندان مناسب را برایتان ذکر می کنیم؛ ببینید که آیا در ذهن شما هم یک چنین گرایش هایی وجود دارند یا خیر؛
بقیه ادامه مطلب...
براتون یک چک لیست می نویسم و ازتون می خوام دونه دونه مواردش رو بخونید و ببینید شما در وضعیتی قرار دارید:
1. آرایش مو: آیا واقعا وضع موهاتون مناسبه قیافتونه؟ یا مثله یه جنگل می مونه که سال هاست نه شونه شده نه شسته شده!! حتی اگر دوست دارید تیپ هنری داشته باشید مطمئنا داشتن یه جنگل به جای مو کمکی نمی کنه.
راهنمایی: همیشه موهاتون رو تمیز نگه دارید. موی چرب خیلی ضد حاله بزرگیه. اگر شوره دارید حتما از یه شامپوی ضد شوره استفاده کنید. دفعه دیگه هم لطفا اجازه ندید موهاتون خواهرتون یا مامانتون که حدود 5 جلسه کلاس آرایشگری رفته کوتاه کنه. پیش حسن آقا روپیتی هم نرید. بگردید یه آرایشگر خوب پیدا کنید که هم بتونه موهاتونو خوب کوتاه کنه و هم بتونه تشخیص بده چه مدل مویی بیشتر به شما می آد. اگر موهای اصغر آقا سلمونی رو که نگاه می کنید حالتون به هم می خوره و می گید عجب اشکولیه این اصغر آقا، مطمئن باشید اگر اصغر آقا موهاتونو کوتاه کنه ، بقیه راجع به شما همین رو خواهند گفت. مگر این که خودتون آنقدر زرنگ باشید که دقیقا بدونید چی بهتون میاد و اصغر آقا همآانقدر حالیش باشه که بتونه اون چیزی که شما می خواید رو ارائه بده.
2. وضع ابرو...
بقیه ادامه مطلب...
گویی از ازل در عدم مرده ام !
حروف ربط را گم کرده ام
عدن فروخته و آواره ..
.... !
چه ترکیب تلخی
شب شده ام ,
واژه در من می میرد !
دالان به دالان می دوم ...
پيرمردي صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با يک ماشين تصادف کرد و آسيب ديد عابراني که رد مي شدند
به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "بايد ازت عکسبرداري بشه
تا مطمئن بشيم جائي از بدنت آسيب ديدگي يا شکستگي نداشته باشه "
پيرمرد غمگين شد، گفت خيلي عجله دارد و نيازي به عکسبرداري نيست .
پرستاران از او دليل عجله اش را پرسيدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا مي روم و صبحانه را با او مي خورم.
امروز به حد كافي دير شده نمي خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر مي دهيم تا منتظرت نماند .
پيرمرد با اندوه ! گفت : خيلي متأسفم. او آلزايمر دارد .
چيزي را متوجه نخواهد شد ! او حتي مرا هم نمي شناسد !
پرستار با حيرت گفت: وقتي که نمي داند
شما چه کسي هستيد، چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او مي رويد؟
پيرمرد با صدايي گرفته ،
آیین و مراسم زناشویی در بین ایرانیان باستان
در ایران باستان تفاوتی بین دختر و پسر نبوده.
بنابراین دختر وپسر هر گاه به سن قانونی رسیده و نسبت به هم
علاقه پیدا کنند کافیست که یکدیگر را به بزرگان معرفی کنند
تا قرار خواستگاری گذاشته شود!!
بله برون (خواستگاری):
نخستین گام اجازه گرفتن از پدر و مادر دختر از طرف خانواده پسر میباشد.
قرار روزی را میگذارند و مادر پدر وچند تن از بزرگان به همراه
ظرفی از نقل که روی آن را با دستمال سبزی پوشیده باشد,
چراغ و یا لاله ای روشن یک عدد آینه وسبدی گل
(بیشتر گلدانی از گل ریشه دار) به خانه دختر میروند..
پس از گرفتن رضایت پدر و مادر دختر و بله از عروس همگی با نقل دهن خود را شیرین میکنند!!
بقیه ادامه مطلب...
بهشت ، جهنم ، سیاه ، سفید ، من ، ناله ، فردا ، ترس ، مرگ ، زندگی
آتش ، آب ، سخت ، سکوت ، آواز ، همنفس ، قربانی ، تو ، ساعت
و اعتراف به حماقت خودم ))
دو خط موازی ، احمقانه است که برای رساندن این دو خط به هم دستمون رو بلرزونیم
دیگه خودم رو فریب نمی دم و توی خیال به دنبال انتها نمی گردم
نمی خوام اونجایی که خورشید سر تعظیم فرود می یاره به پایان قصه برسم
تمام شد سکانس انتهایی اینجاست :
خورشید من اینبار در وسط آسمان غروب میکند ...
هر دختری روزی ازدواج می کند روزی همسر می شود و روزی مادر و روزی مادربزرگ دختر موجودی زیبا با نرمی ولطافت بالا دختر موجودی کنجکاو موجودی شلوغ و پر هیاهو در سنین نوجوانی و جوانی وبالاخره دختر موجودی با شیطنتهای کوچک و در بعضی مواقع بزرگ من کاری به جامعه کنونی ایران ندارم که بعضی ها ایمیل برای من ارسال می کنند و شکفه و شکایت از دخترهای امروزی در ایران می کنند حرفهای من کلیست معیارهای دختران در هر سن متفاوت می باشد در سنین نوجوانی و ابتدای جوانی فقط و فقط تیپ و ظاهر در سنین 20 تا 25 سال تا حدودی مادیات اما درک واقعی آنها و معیار اصلی و ماندگار آنها چیست؟ دختر همیشه خود را موجودی وابسته می داند و به یک تکیه گاه مطمئن احتیاج دارد تا زمانی که در خانواده می باشد پدر خانواده حکم یک تکیه گاه دارد و پشت گرمی دختر به پدر می باشد یکی از دلایلی که رابطه دختران با پدر خیلی خوب هست هیمن موضوع می باشد بعد از پدر سرپرست خانواده در محیط زندگی بعد از ازدواج همسر باید یک تکیه گاه مطمئن باشد از هر نظر اگر شما پدری پولدار دارید و قرار هست بعد از ازدواج مثلا کارخانه پدر خود را مدیرت کنید و پدر شما خانه اتومبیل و پول در اختیار شما قرار می دهد مطمئن باشید همسر شما یک ضعف را در وجود شما احساس می کند و اکثر وقتها این ازدواجها به سبب خود شما نمی باشد بلکه به سبب وجود وضعیت مادی پدر شما میباشد اینجا باید عرض کنم زنان و مردانی در زندگی خود موفق هستند که زندگی خود با دستهای خود بسازند البته مقداری کمک بد نیست اما صدقه اصلا جایز نیست مردانگی خود را حفظ کنید بعضی از پسرها به اینکه احساس ندارند افتخار می کنند اما اینگونه افراد باید لدانند که ابراز احساسات از سوی شما سلاح شما برای شیفته کردن دوست دختر نامزد و یا همسر شما میباشد
من از همه دخترها و پسرهای جوان می خواهم که این رو در ذهن خودشون پرورش بدهند که دوست داشتن فقط و فقط خاص یک نفر میباشد و دوست داشتنهای خود را میان چند نفر تقسیم نکنند چراکه روزی همه را از دست خواهند داد.
مطلبه جدید علمه شیرین دختربازی
خیلی خوب ، برای مشتاقان علمه شیرین دختربازی بریم سراغ مطلبه جدید:
گفته بودم که براتون خواهم نوشت که به دخترا چی بگید. در برخورده اول:
توصیه ی اساسی: اصلا فکر نکنید که هر چرندی که بقیه می گن شما هم بگید. نرید بگید خانم چند دقیقه می تونم وقتتون رو بگیرم و این حرف ها . این ماله کسایی ه که این سایتو نمیشناسن. شما عزیزای من به شرطه این که نکته ی دفعه قبل رو رعایت کنید و شخصیت قوی ای از خودتون نشون بدید تقریبا با هر چیزی می تونید سره حرفو باز کنید.
بقیه ادامه مطلب...
شاید کسی شبا برای اینکه خواب تو رو ببینه به خدا التماس می کنه.
شاید کسی زمانی که تو رو می بینه دستاش یخ می زنه
تپش قلبش
مرتب بیش تر می شه
شاید کسی شبا برای اینکه خواب تو رو ببینه به خدا التماس می کنه.
مطمئن باش یه کسی هست که شبا به خاطر تو در دریایی از اشک می خوابه
ولی تو اون رو نمی یبنی.
سلام من ستاره هستم و 22 سال دارم ميخوام داستان زندگي مو براتون تعريف كنم
بقیه داستان ادامه مطلب...
هاله شما چه رنگی میباشد و بر اساس آن چه شخصیتی دارید ...
در صورتیكه تاریخ تولد شما در:
اول فروردین ماه باشد سیاه هستید
بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید
بین 12 تا 21 فروردین باشد. شما سرمه ای است
بقیه ادامه مطلب...
یه داستان تازه براتون نوشتم خوب بخونیدش
من پيمان هستم متولدسال 1346 خب همونطور كه از سال تولدم پيداست ممكنه سن و سالم به خيلي از
شما دوستاي عزيزم نخوره ولي واقعه عشق كه من اسمشو ميذارم حادثه زندگي بخشي از زندگي
هركسي روتشكيل ميده
بقیه ادامه مطلب...
در این راه طولانی (كه ما بی خبریم و چون باد می گذرد) بگذار خرده اختلاف هایمان با هم، باقی بماند. خواهش می كنم! مخواه كه یكی شویم, مطلقاً یكی....
بقیه ادامه مطلب...
ولنتاین ؟ سپندار مذگان ؟
كدامیك روز عشاق ایرانی است ؟!
تاریخچه پیدایش ولنتاین
در سده سوم میلادی که مطابق با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران است، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلاودیوس دوم (Claudius II). کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم ممنوع میکند. کلاودیوس به قدری بیرحم و فرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت...
ادامه مطلب...
چیزی وجود دارد که هر مردی لازم است درمورد همسرش از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهایی باعث خوشحالی او میگردد. وقتی سخن از تعریف و تمجید بمیان می آید زنان تـبـدیل به هیولای خـون آشـام گـرسـنـه ای می گـردند که همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر طلب میکنند! و اگر شماخواسته شان را برآورده نمایید، در عـوض بـسیـار بـیـشتـر از طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهید گرفت و آنها خوب می دانند که چطور این کار شما را جبران کنند.
بقیه ادامه مطلب...
بقیه ادامه مطلب...
اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست
من تا قبل از سروش با كس دیگه ای دوست نبودم. این بود كه تصمیم گرفتم با یك پسر دوست بشم
. بهار سال 81 بود كه توی چت با سروش آشنا شدم. تا 1 ماه كارمون شده بود روزی یك ساعت با هم چت
كنیم. تا اینكه سروش به من گفت كه دوست داره صدای منو بشنوه. آخه ما وقتی با هم چت می كردیم
حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از
اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به
ناگفته هايش گوش فرا بسپار
برای چند دقیقه هم شده روی
1. دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.
2. دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.
3. خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.
4. غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.
5. گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.
6. حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.
7. زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.
8. چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.
9. مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.
10. لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.
بقیه ادامه مطلب
مولانا :گشاده دست باش جاری باش کمک کن (مثل رود)
باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)
اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب)
وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)
متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)
بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا)
اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آیینه)
اگر همیشه همان کاری را که انجام داده اید تکرار کنید، چیزی بیش از آنچه تاکنون به دست
آورده اید، به دست نخواهید آورد